أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
153
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
وافيه * 205 صلح كرد . او آن درهمها را به جنگندگان مسلمان مىپرداخت . نيز از طبرستان رويان و دنباوند را گشود . و مردمان جبال به دو خواستهاى دادند . سپس معاويه والى « 1 » شد . او مصقلة بن هبيرة بن شبل را والى طبرستان كرد . مصقله بر آن سر شد كه با همراهانش به درون شهرهاى طبرستان شود . ليكن به هنگام گذشتن از تنگهها ، دشمن راه بر آنان بگرفت و خرسنگها بر سر آنان بغلتانيد ، تا همه نابود شدند . و مصقله نيز نابود شد . مردمان او را مثل كردند و گفتند : « حتى يرجع مصقلة من طبرستان - تا مصقله از طبرستان باز گردد . » سپس عبيد اللّه بن زياد بن ابى سفيان ، محمد بن اشعث كندى را والى طبرستان كرد . محمد با طبرستانيان صلح كرد و آنان را پيمان نامهاى نوشت . بدين گونه او را مهلت دادند تا پا به درون طبرستان نهاد . در آن حال ، تنگه را بر او گرفتند و فرزندش ابو بكر را كشتند و چشمش را در آوردند . ليكن محمد خود رهايى يافت . از آن پس مسلمانان در آن مرز مىجنگيدند و ليكن از رفتن به درون زمين دشمن پرهيز همى داشتند . پس از آن ، يزيد بن مهلب والى خراسان شد و به آهنگ طبرستان رفت . اسپهبد ديلم مردم را به يارى بشوراند . يزيد با او به كارزار پرداخت . سپس بر پرداخت چهار هزار هزار و هفتصد هزار درهم مثقالى « 2 » در هر سال ، و چهار صد خروار زعفران و چهار صد مرد ، كه هر يك را بر سر سپرى باشد و به دست جامى سيمين و بالشى ابريشمين ، صلح كرد . يزيد رويان و دنباوند را نيز ، به شرط گرفتن مال و جامه و ظرف ، بگشود . مردم طبرستان چنان بودند كه گاه شرط صلح به جا مىآوردند و گاه نه ، تا به روزگار مروان بن محمد كه قرار به سر نياوردند و پيمان شكستند . آنگاه ابو العباس امير المؤمنين خليفه شد و كاردار خود به سوى آنان گسيل داشت .
--> ( 1 ) - مقصود والى ولايت شام است . ( 2 ) - مقصود درهمى است كه وزنش يك درهم ( معمولى ) و سه هفتم درهم باشد . رك : كشاف اصطلاحات الفنون ، ج 1 ، ص 500 - 501